حجاب اسلامی(11)-زينت آشکار کدام است و زينت نهان کدام؟
«وَ لا يبْدينَ زينَتَهُنَّ الّا ما ظَهَرَ مِنْها» کلمه «زينت» در عربي از کلمه «زيور» فارسي اعمّ است، زيرا زيور به زينتهايي گفته ميشود که از بدن جدا ميباشد مانند طلاآلات و جواهرات ولي کلمه «زينت» هم به اين دسته گفته ميشود و هم به آرايشهايي که به بدن متصل است؛ نظير سرمه و خضاب.
مفاد اين دستور اين است که زنان نبايد آرايش و زيور خود را آشکار سازند. سپس دو استثنا براي اين وظيفه ذکر شده است که هر دو را مفصلًا مورد بحث قرار ميدهيم.
استثناي اول:
«الّا ما ظَهَرَ مِنْها» يعني جز زينتهايي که آشکار است. از اين عبارت چنين استفاده ميشود که زينتهاي زن دو نوع است: يک نوع زينتي است که آشکار است. نوع ديگر زينتي است که مخفي است مگر آنکه زن عمداً و قصداً بخواهد آن را آشکار کند.
پوشانيدن زينت نوع اول واجب نيست، اما پوشانيدن زينتهاي نوع دوم واجب است.
اينجاست که اين پرسش به صورت يک مشکل پيش ميآيد که زينت آشکار کدام است و زينت نهان کدام؟.
درباره اين استثنا از قديمترين زمانها از صحابه و تابعين و ائمه طاهرين عليهمالسلام سؤال ميشده و به آن جواب داده شده است؛ در تفسير مجمع البيان ميگويد:
«درباره اين استثنا سه قول است: اول اينکه مراد از «زينت آشکار» جامههاست (جامههاي رو) و مراد از «زينت نهان» پاي برنجن «1» و گوشواره و دستبند است. اين قول از ابن مسعود صحابي معروف نقل شده است. قول دوم اينکه مراد از زينت ظاهره سرمه و انگشتر و خضاب دست است، يعني زينتهايي که در چهره و دو دست تا مچ واقع ميشود. اين، قول ابن عباس است. قول سوم اين است که مراد از زينت آشکار، خود چهره و دو دست تا مچ است. اين، قول ضحّاک و عطاست.».
در تفسير کشّاف ميگويد:
«زينت عبارت است از چيزهايي که زن خود را بدانها ميآرايد؛ از قبيل طلاآلات، سرمه، خضاب. زينتهاي آشکار از قبيل انگشتر، حلقه، سرمه و خضاب مانعي نيست که آشکار بشود و اما زينتهاي پنهان از قبيل دست برنجن، پاي برنجن، بازوبند، گردنبند، تاج، کمربند، گوشواره بايد پوشانيده شود مگر از عدهاي که در خود آيه استثنا شدهاند.».
ميگويد:
«در آيه پوشانيدن خود زينتهاي باطنه مطرح شده است نه محلهاي آنها از بدن. اين به خاطر مبالغه در لزوم پوشانيدن آن قسمتهاي از بدن است از قبيل ذراع، ساق پا، بازو، گردن، سر، سينه، گوش.».
آنگاه صاحب کشّاف پس از بحثي درباره موهاي عاريتي که به موي زن وصل ميشود، و بحث ديگري درباره تعيين مواضع زينت ظاهره اين بحث را پيش ميکشد که فلسفه استثناي زينتهاي ظاهره از قبيل سرمه و خضاب و گلگونه و انگشتر و حلقه و مواضع آنها از قبيل چهره و دو دست چيست؟.
در جواب ميگويد:
«فلسفهاش اين است که پوشانيدن اينها حَرَج است، کار دشواري است بر زن. زن چارهاي ندارد از اينکه با دو دستش اشياء را بردارد يا بگيرد و چهرهاش را بگشايد، خصوصاً در مقام شهادت دادن و در محاکمات و در موقع ازدواج. چارهاي ندارد از اينکه در کوچهها راه برود و خواه ناخواه از ساق به پايينتر يعني قدمهايش معلوم ميشود، خصوصاً زنان فقير (که جوراب و احياناً کفش ندارند). و اين است معني جمله «الّا ما ظَهَرَ مِنْها». درحقيقت مقصود اين است: مگر آنچه عادتاً و طبعاً آشکار است و اصل اول ايجاب ميکند که آشکار باشد.».
صاحب کشّاف آنگاه وارد فلسفه استثناي دوم (محارم) ميشود. سپس وضع زنان را قبل از نزول اين آيات شرح ميدهد که گريبانهايشان گشاد و باز بود، گردن و سينه و اطراف سينهشان ديده ميشد و دامن روسريها را معمولًا از پشت سر برميگرداندند و قهراً قسمتهاي گردن و بناگوش و سينه ديده ميشد.
فخررازي در تفسير کبير پس از اينکه بحثي ميکند درباره اينکه آيا لغت «زينت» تنها به زيباييهاي مصنوعي گفته ميشود و يا زيباييهاي طبيعي را هم شامل است و خود رأي دوم را انتخاب ميکند، ميگويد:
«به عقيده کساني مانند قفال که ميگويند مراد زيباييهاي طبيعي است، مقصود از زينت آشکار، چهره و دو دست تا مچ است در زنها، و چهره و دو دست و دو پاست در مردها. به عقيده قفال چون ضرورت معاشرت ايجاب ميکرده که چهره و دو دست تا مچ باز باشد و شريعت اسلام شريعت سهل و آسان است پوشانيدن چهره و دو دست تا مچ واجب نشده است ... و اما کساني که زينت را به امور مصنوعي حمل کردهاند گفتهاند مقصود از زينت ظاهره زينت چهره و دستهاست از قبيل وسمه و گلگونه و خضاب و انگشتر. و علت اين استثنا اين است که پوشانيدن اينها براي زن دشوار است. زن ناچار است که با دستهاي خود اشياء را بردارد و در مقام شهادت و محاکمه و ازدواج ناچار است چهره خويش بگشايد.».
درباره اين استثنا از ائمه اطهار عليهمالسلام زياد پرسش شده است و آنها جواب دادهاند.
ما چند روايت از کتب حديث نقل ميکنيم. در تفسير صافي نيز همين روايتها غالباً نقل شده است. ظاهراً در روايات شيعه در اين جهت اختلافي نيست. اينک روايتها:
1. عَنْ زُرارَةَ عَنْ ابي عَبْدِاللَّهِ عَلَيهِ السَّلامُ في قَوْلِهِ تَعالي: «الّا ما ظَهَرَ مِنْها» قالَ:الزّينَةُ الظّاهِرَةُ الْکحْلُ وَالْخاتَمُ «2».
از امام صادق سؤال شد که مقصود از زينت آشکار که پوشيدنش براي زن واجب نيست چيست؟ فرمود زينت آشکار عبارت است از سرمه و انگشتر.
2. عَنْ عَلي بْنِ ابْراهيمَ الْقُمّي عَنْ ابي جَعْفَرٍ عليه السلام في هذِهِ الْايةِ، قالَ: هِي الثِّيابُ وَالْکحْلُ وَ الْخاتَمُ وَ خِضابُ الْکفِّ وَ السِّوارُ. وَالزّينَةُ ثَلاثٌ: زينَةٌ لِلنّاسِ وَ زينَةٌ لِلْمَحْرَمِ وَ زينَةٌ لِلزَّوْجِ، فَامّا زينَةُ النّاسِ فَقَدْ ذَکرْناها، وَ امّا زينَةُ الَمحْرَمِ فَمَوْضِعُ الْقِلادَةِ فَما فَوْقَها وَ الدُّمْلُجُ وَ مادونَهُ وَالْخَلْخالُ وَ ما اسْفَلُ مِنْهُ، وَ امّا زينَةُ الزَّوْجِ فَالْجَسَدُ کلُّهُ «3».
امام باقر عليه السلام فرمود: زينت ظاهر عبارت است از جامه، سرمه، انگشتر، خضاب دستها، النگو. سپس فرمود زينت سه نوع است: يکي براي همه مردم است و آن همين است که گفتيم. دوم براي محرمهاست و آن جاي گردنبند به بالاتر و جاي بازوبند به پايين و خلخال به پايين است. سوم زينتي است که اختصاص به شوهر دارد و آن تمام بدن زن است.
3. عَنْ ابي بَصيرٍ عَنْ ابي عَبْدِاللَّهِ عليه السلام قالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: «وَلايبْدينَ زينَتَهُنَّ الّا ما ظَهَرَ مِنْها». قالَ: الْخاتَمُ وَالْمَسَکةُ وَ هِي الْقُلْبُ «4».
ابوبصير ميگويد از امام صادق عليهالسلام تفسير «الّا ما ظَهَرَ» را خواستم، فرمود عبارت است از انگشتر و دستبند.
4. عَنْ بَعْضِ اصْحابِنا عَنْ ابي عَبْدِاللَّهِ عليه السلام قال: قُلْتُ لَهُ: ما يحِلُّ لِلرَّجُلِ مِنَ الْمَرْأَةِ انْ يري اذا لَمْ يکنْ مَحْرَماً؟ قالَ: الْوَجْهُ وَ الْکفّانِ وَ الْقَدَمانِ «5».
راوي که يک شيعه است ميگويد: از حضرت صادق عليهالسلام پرسيدم که براي مرد نگاه کردن به چه قسمت از بدن زن جايز است درصورتي که محرم او نباشد؟ فرمود چهره و دو کف دست و دو قدم.
اين روايت متضمّن حکم جواز نظر بر وجه و کفّين است نه حکم عدم وجوب پوشيدن آنها، و اينها دو مسأله جداگانه ميباشند.
5. «اسماء» دختر ابوبکر- که خواهر عايشه بود- به خانه پيغمبر اکرم آمد درحالي که جامههاي نازک و بدن نما پوشيده بود. رسول اکرم روي خويش را از او برگرداند و فرمود: يا اسْماءُ انَّ الْمَرْأَةَ اذا بَلَغَتِ الْمَحيضَ لَمْ تَصْلُحْ انْ يري مِنْها الّا هذا و هذا- وَ اشارَالي کفِّهِ وَ وَجْهِهِ.. اي اسماء! همينکه زن به حد بلوغ رسيد سزاوار نيست چيزي از بدن او ديده شود مگر اين و اين- اشاره فرمود به چهره و قسمت مچ به پايين دست ودش «1» اين روايات با نظر ابن عباس و ضحّاک و عطا منطبق است نه با نظر ابن مسعود که مدعي بوده است مقصود از زينت ظاهره جامه است.
اساساً نظر ابن مسعود قابل توجيه نيست، زيرا جامهاي که خودبه خود آشکار است جامه رو است نه جامه زير، و در اين صورت معني ندارد که گفته شود زنان زينتهاي خود را آشکار نکنند مگر جامه رو را. جامه رو قابل پوشاندن نيست تا استثنا شود؛ برخلاف چيزهايي که در کلمات ابنعباس و ضحّاک و عطاست و در روايات شيعه اماميه آمده است؛ اينها اموري است که قابل اين هست که دستور پوشانيدن يا نپوشانيدن آنها داده شود.
به هر حال اين روايات ميفهماند که براي زن پوشانيدن چهره و دستها تا مچ واجب نيست، حتي آشکار بودن آرايشهاي عادي و معمولي که در اين قسمتها وجود دارد، نظير سرمه و خضاب که معمولًا زن از آنها خالي نيست و پاک کردن آنها يک عمل فوقالعاده به شمار ميرود نيز مانعي ندارد.
______________________________
(1). نوعي زينت نظير دستبند که به مچ پا ميبستهاند
(2). کافي، ج 5/ ص 521 و وسائل ج 3/ ص 25
(3). تفسير صافي ذيل آيه 31 از سوره نور، نقل از تفسير علي بن ابراهيم قمي
(4). کافي ج 5/ ص 521 و وسائل ج 3/ ص 25
(5). کافي، ج 5/ ص 521 و وسائل ج 3/ ص 25